دکتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم. اولیش اینه که تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی. یارو میگه دومیش چیه؟ دومیش اینه که دیروز یادم رفت اینو بهت بگم!!!

دانشمندان دارن تحقیق می کنن که یک انسان تا چند وقت می تونه بدون مغز زندگی کنه. یه لطفی کن زنگ بزن سن خودتو بهشون بگو!

یه روز یکی میره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ میگه: آره . مرده میگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه کیلو پنیر بده

اولی: آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت می کوبید به دیوار خونمون!

دومی: عجب آدم های مردم آزاری پیدا می شن. حتماً نذاشت بخوابی؟

اولی: نه، خوشبختانه خواب نبودم، داشتم شیپور تمرین می کردم!

یه روز یه بچه به ننش میگه: ننه میخوای شوهر بگیری یا حج بری؟ ننه میگه: ای مادر جون حج که فرار نمیکنه!!!

به رشتیه اس ام اس میدن زنت خونه ماست. رشتیه میگه تو رو خدا اینقد اس ام اس تکراری نفرستین.

ترکه پسرشو سوار خر میکنه میگه: گوشای عمو رو بگیر نیفتی!

به یکی میگن با لوبا جمله بساز میگه: کوچولو بیا

یه روز یه فیل با مورچه ازدواج میکنه فردای عروسی فیل میمیره مورچه میگه: یه شب حال کردیم یه عمر باید قبر بکنیم

ترکه دستاشو میندازه دور گردن دوست دخترش بلد نیست چیزی بگه میگه: بشکنم گردنتو

ترکه به باباش میگه: بابا پنکه سقفیمون سوخت! باباش میگه بایدم بسوزه!! ۱۵ نفره زیرش میخوابید.

به ترکه آب میدن جای مشروب مست میکنه عربده میکشه میگن بابا آب بود میگه دیگه دیر شده منو گرفته

ترکه ۲سال میره سربازی کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام

دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف ? ب ? پ ? ت ? ث ? چهار ? پنج ? شش ? هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا ? بي ? سي ? چهل ? پنجاه ? شصت ? هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا ? بتا ? ستا ? چهارتا ? پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج ? پنج ? شش ? هفت...

وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!

 

دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!

 

زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم

به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!

تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!

تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!

تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه

چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!

يه روز به يه تركه ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!

به  غضنفرمی گن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست داریم توکیو!

 يه روز به يه تركه ميگن ناراحت نمي شي اين قدر براي شما جك مي سازن؟ ميگه: اينا براي شما جكه برايه ما خاطرست!